۱۳۹۵ / ۱۲ / ۱۵ ۱۶:۲۸

آمار بازدید

40

🔴 تو آن اتفاق غیرمنتظره ای...
و من آشفته ای که هنوز نمیدانم چه شده است...
میان روزمرگی های دل،غرق در هیجان توبودم،تاجایی که نفهمیدم لبه پرتگاه عشق ایستاده ام...

ازصحبتی که قرار بود معمولی بماند و نمانده بود، وقتی که لابلای حرفهایمان همیشه ماندنت را جستجو میکردم...

وقتی برای صدا زدن اسمت دلهره داشتم، که مبادا نگویی "جانم" و بی جان شوم...

از انتظار برای آمدنت،که هرلحظه سخت تر میشد...
از دلم که هرلحظه بهانه ات را میگرفت و بیطاقت شده بود...

فهمیدم کار ازکار گذشته است و تو آمده ای تا "عشق" اتفاق بیافتد...
🔻
@fondchannel



پست مشابهی وچود ندارد